دین داری یا دین گریزی؟

سید مرتضی مفید نژاد؛ دبیر تحریریه عصر اندیشه


عصر اندیشه 1396/10/11 11:48:00 صبح

بی‌شک برای نظامی که با محور قرار دادن دین و دغدغه‌های دینی و اعتقادی یک نظام پادشاهی غیردینی و سکولار را سرنگون و ساختاری دین‌پایه و مبتنی بر احکام اسلام را مستقر ساخته است، در آستانه چهل سالگی و در بَدو ورود به دهه پنجم حیاتش، ارزیابی این‌که در عرصه دین‌مداری و نهادینه کردن احکام، قواعد و چارچوب‌های برخاسته از مبانی شریعت چقدر موفق بوده است، امری حیاتی تلقی می‌شود و حاصل این ارزیابی و سنجش، بازنمای توفیق یا عدم توفیق برخی از اهداف اساسی و بنیادین نظام خواهد بود. البته خط‌کش و ابزاری که برای این سنجش و اندازه‌گیری به کار گرفته می‌شود نیز بسیار مهم است و ارزیابی‌های سیاست‌زده و برخاسته از تعصبات راه به جایی نخواهد برد. عصر اندیشه در پرونده پیش‌رو کوشیده است با بهره‌گیری از دیدگاه‌های صاحبنظران برجسته این عرصه، وضعیت کنونی دین‌داری در جامعه ایرانی را از منظری علمی و کارشناسانه مورد بررسی قرار دهد.

دین داری یا دین گریزی؟ جامعه ایران به کدام سو می رود؟

دین در بین ایرانیان امری تازه‌وارده و جدید نیست. مقوله دین سال‌های متمادی و در ادوار مختلف تاریخی در جامعه ایران یکی از مؤلفه‌های اساسی و مهم در معادلات زندگی بوده است. چه این دین جزو ادیان الهی بوده باشد و چه غیر الهی، به هر حال تأثیرات متفاوتی را بر عرصه‌های مختلف زندگی مردم ایران گذاشته است.  با ورود اسلام به ایران و سپس گرویدن توده‌های مردمی به این دین الهی و تشکیل سلسله‌های پادشاهی که نام اسلام را یدک می‌کشیدند، به طور طبیعی ایفای نقش دین جدی‌تر و اساسی‌تر شد و به مرور یکی از پایه‌های اصلی هویت ایرانیان را شکل داد. این روند ادامه داشت تا حاکمیت صفویان که مذهب تشیع به عنوان مذهب رسمی در ایران تثبیت گردید. تحولات چهار سده اخیر از صفویان به این سو نیز نشان می‌دهد در اتفاقات و حوادث مختلفی که در این سرزمین رخ داده است می‌توان یک نقش مهم و بی‌بدیل برای مؤلفه دین و جامعه دین‌داران قائل شد.
در دوران حاکمیت رژیم پهلوی فضا تا حد زیادی متفاوت شد. در این ایام سیستم حکمرانی جامعه و آن‌هایی که برای این کشور تصمیم می‌گرفتند، بدون در نظر گرفتن سوابق تاریخی و هویتی مردم ایران و جایگاه رفیع دین در مناسبت اجتماعی، از هر ابزاری برای دین‌زدایی و تغییر ذائقه جامعه استفاده کردند و با برگزاری کارناوال‌های ضد دین، توسعه فساد و فحشا، تولیدات رسانه‌ای ضد ارزشی و پمپاژ مداوم محتواهای آموزشی  به داخل کتاب‌های درسی و ... تمام تلاش خود برای برداشتن این قطعه مهم و اثرگذار از پازل هویتی و تاریخی مردم ایران به‌کار بستند. اما این سیاست نتیجه عکس داد و انقلابی مردمی و اسلامی در واکنش به همین سیاست‌های ضددین شکل گرفت. انقلابی که در رأس آن یک رهبر دینی و به تمام معنا پایبند به اصول اسلامی قرار گرفته بود و این باز مهر تأییدی بود بر این‌که دین و دین‌داری در جامعه ایران یک مسئله ریشه‌دار، اساسی و غیرقابل چشم‌پوشی است.
استقرار نظام جمهوری اسلامی و آغاز راه دین‌داری
با استقرار نظام جمهوری اسلامی ایران و در شرایطی که دنیای مدرن به گونه‌ای لجام‌گسیخته فضای فرهنگی و سبک زندگی بشری را تحت‌تأثیر خود قرار داده بود، مدلی از حکومت ارائه شد که سابقه‌ای از نمونه مشابه آن در سال‌های قبل چه در بعد منطقه‌ای و چه در بعد جهانی وجود نداشت. حکومتی که به طور کامل وابستگی خودش را از ایدئولوژی‌های برخاسته از غرب و شرق جدا ‌کرد و در پی آن بود که یک جامعه سرتاسر اسلامی و برمبنای قواعد و اصول دین اسلام برپا کند. هدف این حکومت همان‌طور که از کلام رهبر فقید آن و متن قانون اساسی‌اش نیز هویدا بود، فراهم کردن بستری برای رشد دین‌داری با تمسک به مؤلفه‌های اسلامی و شیعی بود که در پی آن آحاد ملت به کمال و سعادت برسند. البته این مسئله در طول سال‌های مختلف و با تغییر نگاه‌های حاکم بر قوای کشور نیز دستخوش نوسان می‌شد ولی به هر حال سیاست‌های کلی از ابتدای انقلاب در جای خود استوار مانده است. البته در طول سال‌های بعد از انقلاب انکار این نکته نیز قابل توجیه نیست که روند مدرن شدن جامعه در ایران هم تأثیرات عمیقی بر حوزه‌های فرهنگی و اعتقادی گذاشت که همین مسئله بر دین‌داری ایرانیان مؤثر بوده است ولی به هر حال این پرسش برای حکومتی که در همه ابعاد به دنبال آرمان‌های دینی خود است، باقی می‌ماند که چقدر در توسعه دین‌داری و فرهنگ دینی موفق عمل کرده است؟
راه طی شده و سؤالات بنیادین
امروز نظام جمهوری اسلامی ایران می‌تواند مدعی این باشد که یک راه چهل‌ساله را طی کرده و با سؤالات مهمی از سوی نخبگان داخلی و خارجی روبرو است. آیا مردم ایران در این چهار دهه نسبت به دوران قبل دین‌دارتر شده‌اند؟ آیا نظام سیاسی که مشروعیتش را از مبانی دینی می‌گیرد، می‌تواند محکم و استوار این ادعا را مطرح کند که بستر دین‌داری مردم را تسهیل نموده است؟ آیا جامعه ایران دچار یک سکولاریسم و یا به عبارتی دیگر عرفی‌شدن پنهان گشته است؟ کیفیت دین‌داری‌ها نسبت به ایام گذشته چه تفاوتی دارد؟ گزینشی عمل کردن نسبت به احکام دینی چقدر رواج یافته است؟ دین‌داری‌ها تا چه میزان سلیقه‌ای و فردی شده است؟ از این دست سؤالات و ده‌ها مورد مشابه آن ذهن بسیاری از پژوهشگران عرصه مطالعات اجتماعی، فرهنگی و دینی و همچنین مسئولین و سیاست‌گذاران کشور را به خود مشغول کرده است که به نوعی ارائه کارنامه‌ای از وضعیت دین‌داری در یک جامعه دین‌دار محسوب می‌شود.
همین بستر هم موجب شده است که در دو دهه اخیر شاهد تکاپوهایی در این حوزه جهت شناسایی و سنجش موضوع باشیم. از اجرای پیمایش‌های ملی تا استانی و همچنین تولید کتاب‌های تحلیلی مختلف توسط جامعه‌شناسان دین و نگارش پایان‌نامه‌های گوناگون که می‌توان با یک فراتحلیل به خوبی دریافت که در این عرصه فعالیت‌های چشمگیری صورت گرفته است. اما هنگامی که می‌خواهیم محتوا و نظرات ارائه شده را بازبینی کرده و جواب سؤالاتمان را از آن‌ها استخراج کنیم، به سطوح مختلفی از دیدگاه‌ها برمی‌خوریم و گوناگونی تحلیل‌ها و داده‌ها به سردرگمی‌ها می‌افزاید.
نگرش به دین‌داری با عینک‌های متفاوت
مسئله دین و اعتقادات در هر انسانی جزو درونی‌ترین لایه‌های شخصیت یک فرد محسوب می‌شود که دال بر آن است که شناخت آن کار آسانی نیست. افراد به طور طبیعی و با عنایت به مؤلفه‌های حاکم بر محیط‌های فردی و اجتماعی‌شان بسیاری از اوقات از ابراز و اظهار تمنیات درونی‌شان که برخاسته از مبانی دینی و اعتقادی آن‌ها است پرهیز دارند و حتی گاهی اوقات به دلیل بروز برخی شرایط سعی می‌کنند آن‌چه در ظاهر نشان می‌دهند با آن‌چه در باطن دارند متفاوت باشد. ضمن این‌که مقوله دین از آن دسته موضوعات و مباحثی محسوب می‌شود که به شدت از مؤلفه‌های پیرامونی تأثیرپذیر است. طبقه اجتماعی، وضعیت تحصیلی، جنسیت، شغل، میزان درآمد، فرهنگ‌های قومی و فامیل و ... همگی از مؤلفه‌های تأثیرگذار بر مسئله دین‌داری در یک فرد هستند.
با همه این تفاسیر یک مؤلفه مهم و حیاتی در تفاوت تحلیل‌ها و نتیجه‌گیری‌ها نسبت به میزان و سبک دین‌داری مردم ایران وجود دارد و آن هم چیزی نیست جز تنوعِ نگاه‌ها، مبانی، جهان‌بینی‌ها و روش‌های سنجش در تحلیل مقوله دین‌داری که همین باعث می‌شود خروجی بررسی یک جامعه‌شناس از وضعیت دین‌داری در جامعه ایران این باشد که اعتبار دین در کشور روز به روز از منظر اجتماعی افول می‌کند و جامعه‌شناس دیگر معتقد است جامعه ایران در حوزه دین‌داری نسبت به قبل عمیق‌تر و کیفی‌تر شده است و هرچه پیش برود، این عمق و ژرف‌نگری هم افزایش خواهد یافت. در کنار این دو نگاه حتی برخی از پژوهشگران و آگاهان این عرصه نیز معتقدند به دلیل پیچیدگی‌هایی که بر مقوله دین‌داری بار می‌شود، به طور کلی اساس سنجش دین‌داری امری نادرست است و پاسخی هم که از آن به دست می‌آید اعتباری ندارد. البته این مناقشات نظری و تضارب آراء مختص این عرصه از علوم انسانی نیست و بسیاری از حوزه‌ها را دربر می‌گیرد لکن حداقل باید بر این مسئله تأکید کرد که این موضوع از آن دسته موضوعاتی است که با پیش‌فرض‌های سیاسی، مفروض گرفتن شماری از تحلیل‌ها بدون پشتوانه علمی و تئوریک و بی‌توجه بودن به لوازم و اقتضائات بومی، به تحلیل دقیق و نظام‌مند نخواهد رسید و هدف ما را تأمین نخواهد کرد. این‌که همه مقولات دین‌داری از منظر کارکردهای حکومت مورد تحلیل قرار گیرد و یا برخی تغییرات سطحی جامعه نسبت به موضوعات دینی و فرهنگی به انحراف جامعه از مسیر اصلی‌اش تفسیر شود، نمی‌تواند راهگشای شناخت دقیق و برداشتن یک عکس هوایی از وضعیت دین‌داری در جامعه ایران باشد. به نظر می‌رسد برای تحلیل دین‌داری در کشورمان بیش از هرکاری باید عینک مناسبی برای داشتن دید دقیق از صحنه طراحی شود.
راه ناهموار پیش رو
قطعاً برای نظامی که از ابتدای تشکیلش سعی کرده است در حوزه‌های مختلف بر مدار دین حرکت کند، این‌که چقدر مردمانش اهل دین‌داری و رعایت آداب و رسوم برخاسته از دین باشند مهم است. به هر روی در این کشور نهادهایی مستقر شدند که کارویژه‌شان تسهیل بستر دین‌داری جامعه و ایجاد فضای رشد و تعالی است و این مجموعه‌ها بعد از گذشت چهار دهه در پی سنجش عملکردشان نیز هستند. بر همین اساس به طور قطع در سال‌های آینده نیز شاهد فعالیت‌های بیشتری در حوزه سنجش سبک دین‌داری جامعه خواهیم بود. اما یک نکته را نیز نباید از نظر دور داشت و آن هم این‌که گسترش رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی و حجم بالای اطلاعات و داده‌ای که در لایه‌های مختلف جامعه رفت و آمد می‌کند، این هشدار را می‌دهد که بایستی در این حوزه مهم و حیاتی و در شناخت و برآورد وضعیت نهایی آن سرمایه‌گذاری و تلاش بیشتری را مبذول داشت. به هر حال هرگونه که بخواهیم به مسئله دین‌داری ایرانیان بنگریم، برخی تهدیدات و چالش‌ها به طور جدی وجود دارد که می‌تواند در حرکت رو به جلوی یک جامعه دینی بسیار مخاطره‌آمیز باشد. آینده پیش روی ما آینده‌ای‌ست که باید با همه ابعاد و عوارض آن دیده شود. امروز شبکه‌های اجتماعی موضوع اصلی است و فردا یقیناً مسائل جدیدی بر ما حادث خواهد شد. مسیر دین‌داری در جامعه‌ای که به شدت از سوی مؤلفه‌های مدرن و پست‌مدرن تهدید می‌شود، مسیر همواری نخواهد بود. اگر با خط‌کش بومی و برمبنای اقتضائات هویتی و فرهنگی به این مهم نائل شویم که با برآوردی استاندارد -و نه صد در صدی - از موضوع دین‌داری به احصاء نقاط قوت و ضعف و فرصت و تهدید این حوزه دست یابیم، در پی آن می‌توانیم برای رسیدن به وضع مطلوب برنامه‌ریزی کنیم و الا به بیراهه خواهیم رفت.

جهت خرید نسخه الکترونیک شماره ۱۵، اینجا را کلیک کنید.

تاریخ :

1396/10/11 11:48:00 صبح

به اشتراک بگذارید :


نظرات : 0

ماهنامه شماره 15
چهارشنبه , 04 بهمن 1396 , 01:42