آینده قدرت، آینده انرژی

غفلت‌های موافقان و مخالفان مذاکرات هسته‌ای


پدرام فضلی‌نژاد 1394/10/10 12:35:00 عصر

معادله انرژی به‌نحوی بی‌سابقه به «انرژی هسته‌ای» پیوند خورده است، چون انرژی هسته‌ای را می‌توان به مراتب قدرتمندتر از انرژی‌های تجدیدپذیر و زیستی دانست که بسیاری از محدودیت‌های آن‌ها را ندارد. از این رو، انرژی هسته‌ای را یکی از بهترین منابع جدید تولید انرژی می‌دانند.

معادله انرژی در جهان امروز در حال دگرگونی‌های بنیادی است و این دگرگونی‌ها با امنیت ملی و قدرت حاکمیت -که از مولفه‌های «قدرت ملی» به‌شمار می‌رود- گره خورده است. سرنوشت جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک قدرت در جهان امروز بیش از گذشته به سرنوشت انرژی و منابع آن وابسته است و در عصری به سر می‌بریم که «آینده انرژی» و «آینده قدرت» دو پدیده تفکیک‌ناپذیر از یکدیگر شناخته می‌شوند. به‌زودی، وزن ژئوپلیتیک قدرت‌ها با عناصری سنجیده می‌شود که «انرژی» یکی از مولفه‌های بالینی آن است و «انرژی هسته‌ای» در آن جایگاه ممتازی دارد. 
اهمیت انرژی در دنیای امروز سبب پیدایش مفاهیمی مانند ژئوپلیتیک انرژی، دیپلماسی انرژی و الهیات انرژی شده است. ظهور این مفاهیم به تغییر مناسبات منجر شده  و روابط بین کشورها را دگرگون ساخته و بسیاری از مناسبات منطقه‌ای و جهانی بر اساس این مفاهیم تعیین می‌شود. به‌سبب رابطه دوجانبه و پویای سیاست و فضای جغرافیایی، کشورها در قالب سیاست خارجی خود با توجه به ملاحظات ژئوپلیتیکی، اقدام به بهره‌گیری از ظرفیت‌های اقتصادی و انرژی، در چارچوب «دیپلماسی انرژی» می‌کنند و از این رهگذر، راهبرد نوینی برای رشد، توسعه اقتصادی، تامین منافع و امنیت ملی شکل می‌گیرد.


مرگ تمدن‌های فسیلی
تمدن‌های انرژی که در مطالعات جدید و استراتژیک بیش از گذشته خود را به‌رخ می‌کشد، زمینه جهش‌های بزرگی در صنایع تکنولوژیکی و «سبک زندگی» انسان‌ها فراهم می‌کند. با تغییر معادلات انرژی و انقلاب انرژی، این عنصر به بازتعریف تمدن پرداخت. تا پیش از ظهور انرژی‌های نوین، «تمدن نفتی» یکی از تاثیرگذارترین انرژی‌ها شناخته می‌شد، اما امروزه با تولد انرژی‌های نوین، تمدن دیگری در زمینه انرژی در حال بازآفرینی است که تولد آن خبر از مرگ تمدن‌های فسیلی می‌دهد؛ تمدنی که هسته و نیروی آن را می‌توان انرژی هسته‌ای دانست.
بدین ترتیب، با اضافه شدن منابع جدید تولید انرژی و اقتصادی شدن استفاده از آن‌ها، معادله انرژی دنیا وارد مرحله جدید و خطیری شده است. تغییر در سبد انرژی باعث پیچیده‌تر شدن «اقتصاد انرژی» و بازار آن شده است. نفت تا سال‌های زیادی حکمران بازار انرژی بود و همه معادلات انرژی به آن ختم می‌شد، اما ظهور انرژی‌های نوین از جمله انرژی‌های خورشیدی، باد، انرژی زمین گرمایی، هیدرو انرژی‌ها و انرژی هسته‌ای و همچنین صنعتی شدن آن‌ها این معادله را تغییر داد. علاوه بر آن، ظهور منابع جدید و غیرمتعارف نفتی در کشورهایی که تا امروز به‌عنوان تولیدکننده نفت شناخته نمی‌شدند، بازار نفت را به خودیِ خود متحول کرده است.  
اکنون کشورهای واردکننده انرژی به‌سوی تولید انرژی و کاهش وابستگی خود به منابع خارجی روی آورده‌اند. این روند می‌تواند رابطه انرژی و قدرت را دستخوش تحول جدی کند. در این میان باید به مفاهیم امنیت انرژی و استقلال انرژی در فرآیند تولید «قدرت ملی» توجه جدی داشت. افزایش امنیت انرژی از رهگذر کاهش وابستگی به منابع خارجی، حساسیت کشورها را نسبت به بازارهای جهانی کاهش می‌دهد و این کاهش حساسیت می‌تواند منجر به افزایش قدرت داخلی شود. همچنین زمانی‌که کشورهای صاحب تکنولوژی به منابع اولیه انرژی دست پیدا می‌کنند، استقلال انرژیِ آن‌ها افزایش یافته و وزن ژئوپلیتیکی آن‌ها ارتقا می‌یابد.

   
سرنوشت طلای سیاه
برای اثبات تغییر معادلات انرژی شواهد زیادی می‌توان آورد. با تاسیس اوپک در سال 1960 به‌منظور هماهنگی سیاست‌های کشورهای تولیدکننده نفت، که مهمترین منبع تولید انرژی شناخته می‌شد، قدرت کشورهای تولیدکننده در کنترل بازار افزایش یافت. در سال 1973 این قدرت به اوج خود رسید،1 اما بحران انرژی در سال 1973 باعث شد تا کشورهای پیشرفته که اغلب دارای ذخایر نفتی نبودند، در سیاست‌های کلان انرژی خود تجدیدنظر کنند و از میزان وابستگی به نفت بکاهند. قدرت‌های بزرگ از یکسو سعی داشتند با تغییر الگوی مصرف و افزایش بهره‌وری، مصرف انرژی را در کشورهای خود کنترل کنند. از سوی دیگر برنامه‌های بلندمدت خود را بر روی تامین بخشی از انرژی از منابع دیگر و همچنین پیشرفت‌های تکنولوژیکی در جهت کاهش مصرف انرژی تنظیم کردند. نتیجه این سیاست‌ها، کاهش وابستگی به نفت و کاهش تقاضا برای آن بود.    
برای نمونه، آمریکا سال‌ها به‌عنوان بزرگترین واردکننده نفتی شناخته می‌شد. بر اساس آمارهای اداره اطلاعات انرژی آمریکا واردات این کشور در سال‌های 2004 تا 2007 در مرز بالاتر از ده میلیون بشکه در روز ثابت بوده است. از سال 2008 روند نزولی آغاز شده است و در سال 2013 به 7.7 میلیون بشکه در روز رسید. همچنین تولید نفت فشرده در آمریکا از 290 هزار بشکه در سال 2005 به 2.25 میلیون بشکه در سال 2012 رسید.2 از سوی دیگر، با اضافه شدن کشورهای جدید تولیدکننده نفت که عضو اوپک نیستند و کشف منابع جدید در آفریقا، قدرت اوپک کاهش یافته است. آمریکا تا پیش از تولید نفت شیل با واردات روزی ده میلیون بشکه نفت بزرگترین واردکننده نفت شناخته می‌شد‌، اما طبق آخرین آمار ذخایر نفتی در آمریکا در ماه‌های اخیر به بالاترین میزان خود در 80 سال گذشته رسیده است.3 با ظهور منابع جدید نفت شیل در آمریکا که منابع آن در آمریکا بالغ بر 303 تریلیون تن است‌، می‌توان گفت معادله انرژی، به خصوص در حوزه نفت تغییر جدی کرد.   
عمده مصرف نفت در صنعت حمل و نقل است که رویکرد آن همواره کاهش مصرف سوخت و افزایش بهره‌وری است. امروزه تولید خودروهای الکتریکی تهدید دیگری برای بازار نفت است؛ حتی می‌توان انقلاب در صنعت خودروهای برقی را انقلابی در صنعت انرژی دانست که دیر یا زود به وقوع می‌پیوندد. افت قیمت نفت در بازار جهانی نیز نشانه‌هایی تازه از یک تغییر جدی در معادلات انرژی جهانی است. همه رویدادها حکایت از آن دارد که دیگر نفت را نمی‌توان به‌عنوان یک کالای استراتژیک و  بلندمدت در نظر گرفت و برای بسیاری این سوال ایجاد می‌شود که آیا نفت همچنان طلای سیاه است؟    

امروزه کشورهای پیشرفته با سرمایه‌گذاری روزافزون بر روی منابع انرژی نوین سعی در کاهش وابستگی خود به نفت دارند و به‌سوی انرژی‌های تجدیدپذیر مانند باد و انرژی خورشیدی، سوخت‌های زیستی و انرژی هسته‌ای رفته‌اند، اما یکی از مشکلات انرژی‌های تجدیدپذیر‌، ذخیره‌سازی آن‌ها است. خورشید در ساعات محدودی می‌تابد و باد هم در مناطق جغرافیایی خاصی می‌وزد، و ذخیره‌سازی این انرژی دشوار است. 


گذار به ژئوپلیتیک هسته‌ای
به همین دلیل، معادله انرژی به‌نحوی بی‌سابقه به «انرژی هسته‌ای» پیوند خورده است، چون انرژی هسته‌ای را می‌توان به مراتب قدرتمندتر از انرژی‌های تجدیدپذیر و زیستی دانست که بسیاری از محدودیت‌های آن‌ها را ندارد. از این رو، انرژی هسته‌ای را یکی از بهترین منابع جدید تولید انرژی می‌دانند. بیشترین کاربرد انرژی هسته‌ای در تولید الکتریسیته است. طبق گزارش World nuclear در حال حاضر انرژی هسته‌ای 11 درصد کل انرژی دنیا و 21 درصد انرژی کشورهای OECD را تولید می‌کند.4 از آنجایی که تقاضا برای الکتریسیته روزبه‌روز بیشتر می‌شود و با توجه به افزایش بافت جمعیتی در دنیا، منابعی که در تولید الکتریسیته کاربرد دارند، اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند. پیش‌بینی می‌شود جمعیت دنیا از 6.7 میلیارد در سال 2011 به 8.7 میلیارد در سال 2035 برسد و این روند مسلماً تقاضا برای انرژی را افزایش می‌دهد.5  اما نکته مهم آنجاست که تغییرات «سبک زندگی» در جوامع و تغییر اولویت‌های بشری از جمله کاهش تولید گازهای گلخانه‌ای، نیاز بشر به انواع انرژی را دستخوش تغییراتی می‌کند. این بدین معناست که منابع انرژی می‌توانند تغییر کنند و شکل‌های دیگر انرژی از اهمیت بیشتری برخوردار شوند. تغییرات سبک زندگی باعث نیاز روزافزون بشر  به برق شده است و این شکل از انرژی روزبه‌روز سهم بیشتری را از میان صور دیگر انرژی به خود اختصاص می‌دهد. طبق گزارش World nuclear 42 درصد انرژی‌های اولیه استفاده شده به الکتریسیته تبدیل شده در حالی‌که انتظار می‌رود این سهم به بیش از 47 درصد در سال 2035 برسد.6 می‌توان انتظار داشت این روند در کشورهای در حال توسعه سهم بیشتری را به خود اختصاص دهد. این افزایش سهم بدان معناست که میزان تقاضا برای برق با سرعت بیشتری نسبت به صور دیگر انرژی افزایش خواهد یافت.  
روند جهانی تولید الکتریسیته، حرکت از سمت سوخت‌های فسیلی به سمت انرژی‌های تجدیدپذیر و انرژی هسته‌ای است. انرژی‌های تجدیدپذیر البته علیرغم ظرفیت‌های خوب، محدودیت‌هایی نیز دارند، مانند مشکل ذخیره‌سازی انرژی و انتقال آن و اینکه نمی‌توان از این منابع به صورت مستقل استفاده کرد. باید از یک منبع دیگر که ظرفیت تولید بالاتری داشته باشد، استفاده کرد که بهترین آن‌ها «انرژی هسته‌ای» است. بنابراین، سهم انرژی هسته‌ای در تولید برق دنیا در انرژی‌های نوین بسیار بالاست. در تولید برق از انرژی‌های بدون کربن 63.3 درصد توسط انرژی هسته‌ای، 15.4 درصد توسط باد، خورشید و انرژی‌های زمین گرمایی و 21.2 درصد توسط انرژی آبی استفاده می‌شود.7
آژانس بین‌المللی انرژی، «امنیت انرژی» را عنصری دائمی از منابع انرژی و با دسترسی مقرون به صرفه تعریف می‌کند. امنیت انرژی سرمایه‌گذاری بلندمدت بر روی تامین انرژی با رویکرد توسعه اقتصادی و نیازهای زیست‌محیطی است، ولی در کوتاه‌مدت نیز دارای واکنش سریع نسبت به اتفاقات ناگهانی در بازار عرضه و تقاضا است.8 کشورها برای تامین امنیت انرژی بر اساس تعریف بالا عمل می‌کنند. یکی از اصول افزایش امنیت انرژی، گسترده کردن و متنوع ساختن منابع انرژی و کاهش وابستگی به یک انرژی خاص است. همچنین استفاده از انرژی‌هایی که وابستگی خارجی را کاهش می‌دهند، باعث افزایش امنیت انرژی می‌شود. از این رو برای افزایش امنیت انرژی، کشورها سعی در گسترده‌سازی منابع تامین انرژی خود دارند تا وابستگی خود را به یک انرژی خاص کاهش دهند. برای مثال رویکرد کشورها به سمت انرژی‌های تجدیدپذیر و منابع نوین از این دست است. کشف جدید منابع نفتی و پخش شدن منابع در دنیا باعث رقابتی‌تر شدن بازار سوخت‌های فسیلی و در نتیجه افزایش امنیت انرژی برای کشورهای پیشرفته است. 
انرژی هسته‌ای جایگاه ویژه‌ای در تامین «امنیت انرژی» دارد. نیروگاه‌های هسته‌ای نسبت به دیگر مراکز تولید انرژی، نیازمند منابع خارجی کمتری هستند. اکثر منابع آن‌ها به صورت داخلی تامین می‌شود. بنابراین، یک پایگاه تولید انرژی داخلی محسوب می‌شود. البته اورانیوم یک محصول وارداتی است، ولی از آنجا که بازار پیچیده‌ای ندارد، اثری روی ضریب امنیت انرژی ندارد، چون تامین آن از بازارهای جهانی ممکن است. دلیل دیگر هزینه‌های نسبتاً ثابت و قابل پیش‌بینی نیروگا‌ه‌های هسته‌ای است. همچنین حساسیت انرژی هسته‌ای نسبت به نوسانات بازار ناچیز است در حالی‌که این حساسیت برای نیروگاه‌هایی که از سوخت‌های فسیلی استفاده می‌کنند، بسیار بیشتر است. نشانه‌ها حاکی از یک تغییر در معادله جهانی انرژی دارند و این تغییر برای کشورهای تولیدکننده نفت که بخش اعظمی از بودجه خود را از طریق آن تامین می‌کنند، بسیار مهم و حیاتی است. از این رو اتخاذ سیاست‌هایی که بتوانند توسعه پایدار را در چشم‌انداز کشور تضمین کنند بسیار حائز اهمیت است، چون آینده قدرت به آینده انرژی گره خورده است.
«عصر اندیشه» در پرونده «الهیات انرژی» کوشیده است تا از منظر علوم انسانی به نقد مذاکرات هسته‌ای ایران با گروه 1+5 بپردازد. یکی از عناصر مورد بحث در این مذاکرات، اقتصاد انرژی است که تضعیف آن می‌تواند سرنوشت یک کشور را با مخاطرات جدی روبه‌رو سازد و این عناصر باید در چارچوب نظریه‌های «اقتصاد سیاسی» تحلیل شود و اینجا پای علوم انسانی به میان می‌آید. از دیگرسو، مذاکرات جاری درباره پدیده‌ای است که افکار عمومی فقط تصوری مبهم از آن دارد؛ درحالی‌که بحث انرژی در جهان اهمیت آشکار خود را یافته است و هر روز بیش از پیش آثار و اثرات آن بر توسعه و اقتصاد کشورها بحث و بررسی می‌شود. پرونده حاضر می‌کوشد تا عناصر سازنده جهان جدید را که انرژی هسته‌ای یک رکن بنیادین آن است، با نویسندگان مجله به گفت‌وگو بگذارد.


یادداشت‌ها
1.“Brief History”, Organization of the petroleum exporting coutries , www.opec.org/opec_web/en/about_us/24.htm
   U.s. Energy Information Administration,
2.www.eia.gov
  Oyedele, Akin, “America is brimming with oil”,
3.www.businessinsider.com/crude-oil-inventories-at-record-highs-2015-3
4.“World Energy Needs and Nuclear Power”, Report of world nuclear assotiation, May 2015,
www.world-nuclear.org/info/Current-and-Future-Generation/World-Energy-Needs-and-Nuclear-Power
5.Ibid
6.“British Petroleum Outlook 2035”, January 2014, P19
, www.bp.com/energyoutlook
7.“Clean Air Energy”, Report of Nuclear Matters, http://www.nuclearmatters.com/carbon-free/clean-air-energy
8.“What is energy security?”, International Energy Agency, http://www.iea.org/topics/energysecurity/subtopics/whatisenergysecurity/

 

 

 

 http://tn.ai/1164032 

تاریخ :

1394/10/10 12:35:00 عصر

نویسنده :

پدرام فضلی‌نژاد

کلیدواژه ها :

انرژی هسته ای - معادله انرژی -قدرت - تمدن های فسیلی - ژئوپلتیک هسته ای

به اشتراک بگذارید :


نظرات : 0

ماهنامه عصر‌اندیشه شماره 10
یکشنبه , 29 مرداد 1396 , 19:49